
پاسخ قرآنی ابو حاتم گوید، شقیق بلخی به من گفت: در سال 941 ق. به قصد حج حرکت نموده تا به قادسیهxa0رسیدم. و در حالی که کثرت مردم را نظاره گر بودم، ناگاه چـشمم بـه جـوانی خوش سیما، سبزه و لاغر اندام افتاد که روی لباس هایش پیراهنی از پشـم و نـعلینی در پا داشت. از این که او را به تنهایی و جدای از دیگران نشسته یافتم، پیش خود گفتم: این جوان، یکی از صوفیه است که می خواهد در بین راه بار او را دیگران بـکشند؛ سوگند بـه خـدا، نزد او می روم و توبیخش خواهم کرد. ازاین رو، نزدش رفتم. تا مرا دید که به سویش مـی ر...
ادامه مطلب